الكساندر سوم
ارلاندو باندينلي سي ينايي، استاد رلاندوس،1 معلم حقوق شرع در بولونيا؛ از 1150، كاردينال؛ در 1153، وزير پاپ؛ در 1159، پاپ شد و نام الكساندر سوم را اختيار كرد؛ در 1181، در سيويتا كاستلانا (ويتربو) درگذشت. او را بيشتر در مقام حقوقدان در اينجا ذكر كردهام، كه فعاليتش در اين زمينه در اواخر نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم، صورت گرفت. قديميترين (يا يكي از قديميترين) شرح را بر كتاب گراتيان نوشت، معروف به كليات استاد رلاندوس.2
اين كليات از آن لحاظ جالب است كه رهايي تدريجي حقوق شرع را از حقوق رومي نشان ميدهد. با اشاره به رويدادهاي بعدي اين جريان را آسانتر ميتوان توضيح داد. در 1219، پاپ به كشيشان دستور داد تا به مطالعهٴ حقوق رومي بپردازند؛ با اينهمه، تدريس آن را در دانشگاه پاريس ممنوع كرد.
چندكلمهاي بايد دربارهٴ فعاليت سياسي الكساندر سوم گفته شود. او در مقام كاردينال و بعداً پاپ، بر اثر مبارزهٴ پيگيرش با فردريك بارباروسا [ريش قرمز] (امپراتور از 1152 تا 1190)، عظمت خويش را نشان داد. هنري دوم (شاه انگلستان از 1154 تا 1189)، را مجبور ساخت تا به خاطر كشتن قديس توماس بكت (1170) تقاضاي بخشش كند. سومين شوراي لاتران (1179) را تشكيل داد و اين شورا آلبيگنها را تكفير كرد.
ج. هند
لكشميدارا3
حقوقدان هندي. وزير شاهي به نام گويندا كاندرا، به احتمال زياد گهروار شاه كنوج كه از 1105 تا 1143، پادشاهي كرده است. لكشميدارا يكي از قديميترين شرحها را بر دارما نوشت،4 كه مربوط است به دارماي ديني، حقوق و اعمال شاهان.
گوينداراجا5
حقوقدان هندي كه احتمالاً در سدهٴ دوازدهم، ميزيسته است. شرح باارزشي بر مانواسمريتي (قوانين مانو) نوشت. معروفترين شرح كه كوللوكا در سدهٴ پانزدهم، در بنارس نوشته، در اصل از اثر گويندراجا دزديده شده است. بنابراين تأليف گويندراجا مهمترين تفسير مانو در قرون وسطاست، ولي قديميترين نيست؛ شرح قديميتري از مداتيتهي (كشميري؟) احتمالاً مربوط به سدهٴ نهم، است.